ميرزا مهدي خان استر آبادى

10

جهانگشاى نادرى ( فارسى )

حاكم تون بنابر استيلاء مادّهء غرور و استكبار 102 چندان اقبالى بامر و نهى خوانين ارض اقدس نميكرد ، سپهسالار مذكور فتحعلى خان قاجار بيگلر بيگى مشهد مقدس را با فوجى از قزلباشيه بر سر قلعهء تون 103 مأمور ، و * ملك محمود محصور گشته « 1 » ، يك ماه * ايّام محاصره امتداد يافت ، تا اينكه يك شب « 2 » پير محمد نام ، كه فرش ملازمت در خانهء فتحعلى خان گسترده بود ، از فتحعلى خان رنجيده خاطر گشته ، خود را بقلعه رسانيده ، ملك را از ضعف حال قزلباش 104 آگاهى داد . روز ديگر ملك بهيأت مجموعى برآمده ، جنگ كرده ، فتحعلى خان به زخم گلوله از پاى درآمد . اين معنى سبب استعداد و اقتدار ملك شده ، به همان منوال در آن سرزمين دم از خودرأيى ميزد ، تا اينكه مقدمهء اختلال اوضاع سپهسالار روى داده ، ملك در ارض اقدس فرمان‌روا شد « 3 » . توضيح اين مقال آنكه : بعد از وقوع قضيّهء فتحعلى خان مزبور . سپهسالار ايالت ارض اقدس را به عليقلى خان شاملو ، كه در آن اوان بيگلر بيگى مرو شاه جهان را داشت و در مشهد مقدّس ميبود ، تفويض نمود . اما روزبروز اختلال كار سپهسالار ازدياد و مادهء انقلاب اشتداد مييافت . سپهسالار چون اطوار عليقلى خان را موافق شيوهء نيكخواهى نمىيافت ، از او دل‌نگران گشته ، خواست او را مسلوب الاختيار سازد . عليقلى خان از مضمون « وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ » « 4 » غافل گشته ، جمعى از اوباش را ، كه با او همداستان بودند به منزل اسماعيل خان فرستاد . « 5 » كشان‌كشان او را از ميان خيابان بالا برده محبوس ساخت و فريدا 105 به كار ايالت پرداخت . در روز

--> ( 1 ) - « ط » : « ملك محمود محصور گشت و مدت يك ماه » . ( 2 ) - « و » : « شبى » . ( 3 ) - در نسخهء « و » بعد از كلمهء « شد » بجاى « توضيح اين مقال » اين عنوان آمده است : « در بيان اختلال كار اسماعيل خان سپهسالار و تسلط يافتن ملك محمود در ارض اقدس » . ( 4 ) - قرآن كريم سورهء 35 آيه 43 ، معنى : « و احاطه نميكند حيله بد مگر باهل خودش » . ( 5 ) - « ط » : « آنها او را كشان‌كشان از ميان خيابان برده و او اسماعيل خان را محبوس ساخت » .